شعر ترانه
دانلود آهنگ شکایت حسام الدین رضایی آهنگ جدید شکایت حسام الدین رضایی شکایت داره قلبم از دست این زمونه دلی که هر غروبها میگیره بی بهونه شکنجه گاه دنیا چه روزگاری دارم باران نبار که خودم غمه ابر بهارم این روزگار نامرد به کار ما نیامد در انتظار یاریم که یار ما نیامد خرابه حال قلبم نه دکتر و مرحم اگر میای تو دنیام نمک نپاش رو زخمم تنها ترین آدمی که هیچکسی نداری خودتی و خودتی با اشک و گریه زاری ببین چه غمگینی دلم ساکت و سنگینی دلم روزهای سختی پیش روت داری میبینی دلم